واژهٔ زیستفناوری[۱] (به انگلیسی: Biotechnology) (بیوتکنولوژی) نخستین بار در سال ۱۹۱۹ از سوی کارل ارکی (Karl Ereky) به مفهوم کاربرد دانشهای پزشکی و زیستی و اثر مقابل آن در فناوریهای ساخت بشر به کار برده شد. به طور کلی هر گونه کنش هوشمندانه بشر در آفرینش، بهبود و عرضه فراوردههای گوناگون با استفاده از جانداران، به ویژه از طریق دستکاری آنها در سطح مولکولی در حیطه این مهمترین، پاکترین و اقتصادیترین فناوری سده حاضر، زیستفناوری، قرار میگیرد. نام این دانش از این رو در ایران با نام «بیوتکنولوژی» شناخته میشود که این عمل تقریباً در تمام کشورهای جهان با همین نام شناخته میشود.
زیست فناوری از جمله واژههای پر سرو صدای سالهای اخیر است. این واژه را درست یا نادرست به مفهوم همه چیز برای مردم به کار میبرند. بیوتکنولوژی را در یک تعریف کلی به کارگیری اندامگان یا ارگانیسم یا فرایندهای زیستی در صنایع تولیدی یا خدماتی دانستهاند. تعریف ساده این پدیده نوین عبارت است از دانشی که کاربرد یکپارچه زیستشیمی، میکروبشناسی و فناوریهای تولید را در سامانههای زیستی به دلیل استفادهای که در سرشت بین رشتهای علوم دارند مطالعه میکنند. در تعریف دیگر بیوتکنولوژی را چنین تشریح کردهاند:
فنونی که از موجودات زنده برای ساخت یا تغییر محصولات، ارتقا کیفی گیاهان یا حیوانات و تغییر صفات میکروارگانیسمها برای کاربردهای ویژه استفاده میکند. بیوتکنولوژی به لحاظ ویژگیهای ذاتی خود دانشی بین رشتهای است. کاربرد این گونه دانشها در مواردی است که ترکیب ایدههای حاصل در طی همکاری چند رشته به تبلور قلمرویی با نظام جدید میانجامد و زمینهها و روششناسی خاص خود را دارد و در نهایت حاصل برهمکنش بخشهای گوناگون زیستشناسی و مهندسی است. زیستفناوری در اصل هستهای مرکزی و دارای دو جزء است: یک جزء آن در پی دستیابی به بهترین کاتالیزور برای یک فرایند یا عملکرد ویژهاست و جزء دیگر سامانه یا واکنشگری است که کاتالیزورها در آن عمل میکنند.
منبع:ویکی پدیا
سامانه هرچیز(ارائه دهنده محتوای کانال های تلگرام بصورت همزمان روی اینترنت)
امروز که گذشت یعنی به فردا خواهم رسید؟
سامانه هرچیز(ارائه دهنده محتوای کانال های تلگرام بصورت همزمان روی اینترنت)
بمباران درسدن نامی است که بر حمله نظامی استراتژیک به شهر درسدن، پایتخت ایالت ساکسونی در آلمان، در ماه های نهایی جنگ جهانی دوم، نهاده اند. در حملاتی که بین روزهای 13 تا 15 فوریه سال 1945 اتفاق افتادند، 1300 بمب افکن نیروی هوایی بریتانیا و ایالات متحده، بیش از 3900 تن بمب و مواد آتش زا بر روی شهر رها کردند. طوفان آتشینی که در نتیجه انفجار این بمب ها شکل گرفته بود، 39 کیلومتر مربع از مرکز شهر را سوزاند و منجر به تلفات جانی بی همتایی شد.
![]() | ![]() |
درسدن پیش از بمباران | درسدن پس از بمباران |
بمباران استراتژیک چیست؟
بمباران استراتژیک یک استراتژی جنگی غیراخلاقی است که در یک جنگ همه جانبه برای از بین بردن توان و امکانات اقتصادی و نابودی کامل تجهیزات زیرساختی دشمن مورد استفاده قرار می گیرد.
بطور سیستماتیک سازماندهی و اجرای این استراتژی از طریق هوا صورت می گیرد. بمباران استراتژیک با بمباران تاکتیکی (Tactical Bombing) کاملاً متفاوت می باشد، اهداف در بمبارانهای استراتژیک معمولاً کارخانجات، خطوط راه آهن، پالایشگاهها، شهرها و ... میباشد در صورتی که هدف از بمباران تاکتیکی معمولاً انهدام پادگانها، مراکز فرماندهی، انبارهای مهمات، فرودگاه ها و در کل اهداف نظامی می باشد. با توجه به این تفاوت ها مشخص می گردد که بمب افکن های استراتژیک هواپیماهایی بزرگ و دور برد می باشند در صورتی که بمب افکن های تاکتیکی کوچکتر و سریع تر هستند و در بسیاری از موارد بمباران های تاکتیکی توسط شکاری بمب افکن ها صورت میگیرد، در بعضی از مواقع، قبل از اجرای یک بمباران استراتژیک با اجرای بمباران های تاکتیکی سیستم های دفاع ضد هوایی دشمن مورد تهاجم قرار گرفته و منهدم می گردد و سپس بمباران استراتژیک انجام می گیرد.
چرا درسدن بمباران شد؟
آلمانها آغاز کننده بمبارانهای هوایی شهرها نبودند. انگلستان و فرانسه در 3 سپتامبر 1939 علیه آلمان رایش اعلان جنگ دادند. دو روز بعد از این واقعه انگلستان بمباران شهرها و جمعیت غیرنظامی آلمان را آغاز کرد. در 5 سپتامبر 19399 اولین حملات هوایی علیه شهرهای کوکسهاون (Cuxhaven) و ویلهلمشاون (Wilhelmshaven) انجام گرفت؛ در 12 ژانویه 1940 شهر وسترلند (Westerland) بمباران شد. دو هفته بعد، در 25 ژانویه، فرماندهی عالی ارتش آلمان حمله به شهرهای بریتانیا و بندرهای آن کشور را ممنوع اعلام کرد؛ البته بنادر روسیث (Rosyth) از این قاعده مستثنی شدند. در 20 مارس، 110 بمب انفجاری و آتشزا بر فراز شهرهای کیل (Kiel) و هرنوم (Hörnum) رها شدند. در این حمله یک بیمارستان به کلی تخریب شد. در آوریل 19400، بمبافکنهای ارتش بریتانیا حملاتی فزاینده علیه شهرهایی انجام دادند که دارای هیچ نوع تأسیسات و اهمیت نظامی نبودند. وینستون چرچیل در 11 می 1940، و درست یک روز بعد از انتصاب به عنوان نخستوزیر و وزیر جنگ تصمیم گرفت دستوری مبنی بر انجام حملات هوایی وسیع علیه مردم غیرنظامی آلمان صادر کند. با این حال وی مردم انگلستان را از اتخاذ این تصمیم مطلع نکرد. در 18 می 1940 فرماندهی عالی ارتش آلمان گزارشی از حملات انگلیسیها به اهداف غیرنظامی منتشر کرده و در مورد عواقب تداوم این حملات به انگلیسیها هشدار داد. بالاخره در 14 و 15 نوامبر 1940 نیروی هوایی آلمان نیز به یک شهر انگلیسی – کاونتری – که البته دارای صنایع نظامی با اهمیتی بود حمله کرد. این حمله چندین ماه پس از آغاز حملات بریتانیاییها علیه مردم غیرنظامی آلمان، آغاز شد. بنا بر گزارشات در این حمله در حدود 600 نفر کشته شدند.
سونکی نیتزل (Sönke Neitzel)، متخصص جنگافزار هوایی، میگوید: "بدون شک در سالهای ابتدایی جنگ، حملات نیروی هوایی آلمان علیه شهرها بر اساس اهمیت نظامی آنها برنامهریزی شده بود و نمیتوان آنها را حملاتی برای ارعاب و وحشت انداختن در میان مردم کشور متخاصم طبقهبندی کرد."
چرچیل: "آنها را کباب کنید."
هدف نیروهای متفقین نابود کردن مردم آلمان به ترسناکترین شکل ممکن بود. در 13 فوریه 1990، 45 سال بعد از ویرانی درسدن، دیوید ایروینگ (David Irving)، در کاخ فرهنگ درسدن به سخنرانی پرداخت. ایروینگ در سخنرانی خود به جملهای مشهور از چرچیل اشاره کرد: " نمیخواهم در مورد چگونگی نابود کردن اهداف با اهمیت اطراف درسدن به من پیشنهاد دهید. من پیشنهادهایی میخواهم در مورد چگونگی کباب کردن 600000 پناهندهای که از برسلاو به درسدن آمدهاند." اما کباب کردن آلمانها برای چرچیل کافی نبود. وی در صبح روز بعد از بمباران به هواپیماهای سبک دستور داد که بازماندگان بمبارانها را در ساحل رودخانه الب (River Elbe) به رگبار ببندند.
این دستور چرچیل در راستای تحقق بخشیدن به برنامه پیشنهاد شده از سوی مورگنتا، وزیر خزانه داری روزولت بود. وی پیشنهاد کرده بود که برای اطمینان حاصل کردن از اینکه آلمان دیگر هیچگاه قدرت نیابد، می بایست به گونه ای به این کشور حمله کرد که این کشور تکه تکه و منزوی شود و برای همیشه از لحاظ صنعتی فلج بماند.
![]() |
بسیاری از افراد وینستون چرچیل را به ارتکاب جنایت جنگی در جریان بمباران درسدن متهم می کنند |
نبرد سیستماتیک چرچیل برای نابودی مردم آلمان عبارت بود از نابودی هر خانه آلمانی در تمام شهرهای این کشور: "اگر قرار است چنین اتفاقی رخ دهد، امیدوارم بتوانیم تمام خانههای آلمانی را در تمام نقاط این کشور ویران کنیم." چرچیل در مارس 1945 در مورد بمباران شهرهای آلمانی با هدف ایجاد ترس و وحشت و در عقلانی بودن این کار دچار تردید شد. اما حملات باز ادامه یافت.
هفتهنامه آلمانی "اشپیگل" در ژانویه 1995 چنین نوشت: "حدود 6 میلیون آلمانی در جنگ جهانی دوم کشته شدند." در حقیقت، اما تعداد واقعی کشتهها بالغ بر 15 میلیون نفر است. با وجود اینکه حتی نشریه ضد آلمانی اشپیگل اذعان مینماید که 6 میلیون نفر در این جنگ کشته شدهاند، اما نخبگان آلمانی فقط برای قربانیان یهودی عزاداری میکنند.
به راستی چند نفر در آتش سوختند؟
توماس بروکس درباره تعداد صحیح کشتهشدگان در آتشسوزی میگوید: "منکرین این هولوکاست آلمانی ادعا دارند که در این واقعه تنها 35000 آلمانی کشته شدند. مساحت درسدن در حدود 28 کیلومتر مربع است یعنی به عبارت دیگر در حدود 7000 جریب کاملا نابود شد. بنابراین اگر آمار ارائه شده در مورد تعداد کشته شدگان را صحیح فرض کنیم در این صورت در هر جریب 66 نفر کشته شدهاند (یعنی تقریبا 6 نفر در هر 4000 متر مربع). در فوریه 2005، کمیسیونی مرکب از برخی تاریخنگاران به اصطلاح "جدی و دقیق" این رقم را نیز کاهش داد. آنها ادعا کردند که در حدود 24000 آلمانی در واقعه بمباران درسدن کشته شدند. اما هر کس که اندک آشنایی با سیستم سیاسی آلمان داشته باشد میداند که این "تاریخنگاران جدی و دقیق" چیزی نیستند جز چند تحریفکننده مبتذل، افرادی که پول میگیرند تا با دروغ گویی نگذارند حقایق آشکار شوند. رقم 35000 نفر اشاره به طیف کوچکی از قربانیان دارد که هویت آنها کاملا قابل شناسایی بود."
اظهارات برخی مقامات آلمانی کاملا در تضاد با تاریخ رسمی واقعه درسدن است. ارهارد موندرا (Erhard Mundra)، عضو "کمیته باتزن" (مؤسسه زندانیان سیاسی سابق در جمهوری دموکرتیک آلمان [آلمان شرقی])، در روزنامه "دیولت" (DieWelt) در تاریخ 2/12/1995، نوشت: "بر اساس اظهارات سرهنگ دوم دی. ماتس (D. Matthes) افسر سابق ستاد مشترک ارتش آلمان در منطقه نظامی درسدن، 35000 نفر از قربانیان کاملا شناسایی شدند، هویت 50000 نفر تا حدودی آشکار شد، اما در حدود 168000 نفر به هیچ وجه قابل شناسایی نبودند." باید بدین نکته نیز اشاره کنیم که کودکان، زنان و افراد سالخوردهای که طوفان آتش آنها را به تلی از خاکستر تبدیل کرده بود نیز غیرقابل شناسایی بودند. در سال 1955، کنراد آدنائر، صدراعظم سابق آلمان غربی چنین اظهار داشت: "در 13 فوریه، 1945، حمله به شهر درسدن، که انباشته از آوارگان جنگی بود در حدود 250000 کشته بر جای گذارد."
![]() | ![]() | ![]() |
![]() | ![]() | ![]() |
تصاویری از شهر درسدن پس از بمباران |
در سال 1992، مقامات شهر درسدن در پاسخ به شهروندی که در مورد آمار تلفات پرسیده بود، چنین پاسخ دادند: "بر اساس اطلاعات قابل اعتمادی که توسط پلیس درسدن تهیه شده تا روز بیستم مارس در حدود 202040 جسد کشف گردید که بیشتر آنها را زنان و کودکان تشکیل میدادند. تنها 30 درصد از این افراد قابل شناسایی بودند. اگر تعداد افراد مفقودالاثر را نیز به حساب آوریم در این صورت تعداد واقع بینانه قربانیان بالغ بر 250000 تا 300000 نفر خواهد بود." در زمان حمله، شهردرسدن هیچ نوع تجهیزات پدافند هوایی و یا دفاع نظامی در اختیار نداشت. در این شهر هیچ نوع کارخانجات و صنایع نظامی وجود نداشت. درسدن تنها پناهگاهی بود برای آوارگان شرق کشور.
در شبهای دهشتناک 13 و 14 فوریه 1945، وینستون چرچیل، 700000 بمب آتشزا، یعنی به ازای هر نفر دو بمب، بر فراز شهر درسدن رها کرد. روزنامه "دیولت" در سوم مارس 1995 نوشت: "به گفته پرفسور دایتمار هوسر (Dietmar Hosser) از مؤسسه مصالح ساختمانی، انبوهسازی و پیشگیری از آتشسوزی: "زمانی که شهرها به کورههای آدمسوزی تبدیل میشوند در این حالت دمای سطح زمین به بالای 2900 درجه فارنهایت (1600 درجه سانتیگراد) میرسد."
در 11 فوریه 1995، روزنامه "دیولت" چنین گزارش داد: "در نسلکشی مردم آلمان در حدود 80 درصد از شهرهای بالای 100000 نفر ویران شدند. هواپیماهای جنگی نیروهای جنایتکار متفقین در حدود 40000 تن بمب در سال 1942، 120000 تن در سال 1943، 650000 تن در 1944 و 500000 تن در چهار ماه آخر جنگ در سال 1945، بر سر مردم آلمان فرو ریختند."
![]() | ![]() | ![]() |
تصاویر هواپیماهای استفاده شده در جریان بمباران درسدن |
بمباران نظامی یا جنایت جنگی!
هرچند هیچ کدام از افرادی که مسئول بمباران شهر درسدن بودند، به جنایت جنگی متهم نشدند، اما متخصصین بسیاری بر این باورند که بمباران این شهر جنایت جنگی بوده است.
دونالد بلوخام تاریخ شناس، می گوید: "بمباران درسدن در 13 و 14 فوریه جنایت جنگی است. وی همچنین استدلال میکند شواهد مستحکمی مبنی بر مجرم بودن وینستون چرچیل و همدستانش وجود دارد. در این زمینه بایستی به صورت جدی تفکر شود."
گونتر گراس، نویسنده آلمانی نیز یکی از افرادی است که معتقد است بمباران شهر درسدن، جنایت جنگی بوده است.
افرادی که معتقدند در بمباران شهر درسدن جنایت جنگی رخ داده است، استدلال می کنند تخریبی که در شهر ایجاد شده است، فراتر از حدی است که بتوان آن را نیاز نظامی قلمداد کرد.متفقین از نتیجه چنین حملاتی آگاه بودند، چراکه برخی شهرهای انگلستان در جریان حمله بلیتز توسط این بمبها تخریب شده بودند. این افراد عنوان می کنند که در شهر درسدن پایگاه نظامی وجود نداشت و اغلب صنایع این شهر در خارج از محدوده بمباران شده قرار داشتند. آنها ادعا میکنند با توجه به پیشینه تاریخی قابل توجه شهر، متفقین نباید آن را بمباران می کردند.
بخشی از توصیف فاجعه درسدن در روزنامه دی ولت بدین شرح است: "آنها در درسدن، تنها در عرض یک شب جهنمی، صدها هزار نفر را نابود کردند و گنجینههای فرهنگی بیشماری را تخریب نمودند. زنهایی که در بیمارستانها در حال وضع حمل بودند از پنجرهها به بیرون میپریدند تا در آتش نسوزند. اما در عرض چند دقیقه این زنان و کودکانشان که هنوز چشمانشان را به روی جهان باز نکرده بودند به تلی از خاکستر تبدیل شدند. هزارن نفر که بمبهای آتشزا آنها را تبدیل به مشعلهای متحرک کرده بود به درون حوضهای آب میپریدند اما فسفر حتی درون آب نیز آنها را میسوزاند. حتی حیوانات باغوحش نیز با بیچارگی به همراه انسانها به سوی آب میدویدند. اما تمام این انسانها و حیوانات به نام آزادی نابود شدند." (3 مارس 1995، دیولت)
توماس بروکس نیز این بمباران را این گونه تشریح میکند: "در مرکز شهر، که منطقهای پرجمعیت با وسعت 15 کیلومتر مربع است، طوفان آتش حتی یک خانه را هم سالم نگذارد. آتشسوزی به مدت دو شبانه روز ادامه یافت. در مرکز شهر آسفالت خیابان در حال سوختن بود. در روز بعدی "تندباد" هنوز با سرعت بسیار شدید میوزید تا حدی که یک دانشجوی ترک قدرت آن را در روی پل رودخانه الب نیز احساس کرد. وی گفت: "یک تندباد بسیار شدید که بر اثر آتش به وجود آمده بود از روی رودخانه الب گذشت. ما مجبور شدیم در روی پل بر زمین بخوابیم و به نردهها بچسبیم تا باد ما را با خود نبرد." برای اینکه مردم کشور دچار وحشت نشوند، گوبلز تعداد کشتهها را 40000 نفر اعلام کرد. البته وی گزارشی از جانب رئیس دفتر تبلیغات در درسدن دریافت کرده بود که در آن تعداد تلفات بالغ بر 350000 تا 400000 نفر ذکر شده بود.... حتی بعد از پایان جنگ به دلیل ملاحظات سیاسی از ارزیابی دقیق و عینی قربانیان این حادثه وحشتناک ممانعت به عمل آمد. بسیار ساده لوحانه است که باور کنیم تبلیغاتچیهای نازی عمدا تعداد قربانیان را زیاد اعلام کردهاند. هدف از بمبارانهای هوایی نیروهای متفقین، همانگونه که خود نیز اعلام کردهاند، شکستن روحیه مردم آلمان بود. اگر تبلیغاتچیهای نازی تعداد قربانیان را زیاد اعلام میکردند بدین معنا بود که در جهت نیات متفقین قدم برداشتهاند. تعداد تلفات درسدن چنان بالا بود که گوبلز تصمیم گرفت این تعداد را 90 درصد کمتر از مقدار واقعی اعلام کند. وی از این واهمه داشت که اعلام ارقام واقعی باعث هرج و مرج و فروپاشی روحیه تمام مردم رایش گردد. به درستی که ابعاد این فاجعه قوه تخیل انسان را به مبارزه میطلبد."
![]() | ![]() | ![]() |
![]() | ![]() | ![]() |
![]() | ![]() | ![]() |
تلفات حادثه فراتر از یک بمباران نظامی بود |
چرا بمباران درسدن نادیده گرفته میشود، اما افسانه هولوکاست نه؟
دکتر گئورگی استنسون، وکیل و رئیس موسسه جنوساید واچ (Genocide Watch) می گوید:
"چگونه است که هولوکاست جنایت جنگی است و از آن به عنوان یکی از زشت ترین اتفاقات تاریخ یاد می شود، اما بمباران درسدن و حمله اتمی به هیروشیما و ناکازاکی توسط متفقین جنایت جنگی قلمداد نمی شود؟ ما همه کارهای زشتی میتوانیم انجام دهیم، اما باید توسط قانون محدود شویم و قانون اجازه آن را به ما ندهد."
توماس بروکس (Thomas Brookes)، تاریخنگار و نویسنده انگلیسی با اشاره به تلاشهای صورت گرفته برای کمتر جلوه دادن تلفات انسانی این حمله هوایی مینویسد: "دروغگویان حرفهای که در خدمت منافع صنعت هولوکاست قرار گرفتهاند و همچنین تاریخنگاران رسمی جمهوری فدرال آلمان با وقاحت هرچه تمام سعی میکنند میزان تلفات انسانی هولوکاست درسدن را چند صد هزار نفر کاهش دهند. هیچکس نمیتواند منکر شود که 12000 خانه در مرکز شهر و در بحبوحه طوفان آتش تبدیل به تلی از خاکستر شدند. در این شهر علاوه بر 600000 ساکن بومی آن، در حدود 600000 پناهنده نیز از شهر برسلاو (Breslau) پناه گرفته بودند. با توجه بدین مسأله میتوان نتیجه گرفت که هر کدام از این 12000 خانه بیش از 50 نفر را در خود جای داده بودند. اما از این تعداد خانه هیچ چیز باقی نماند و انسانهایی که در این خانهها پناه گرفته بودند بر اثر دمای بیش از 2900 درجه فارنهایت (1600 درجه سانتیگراد) همگی به خاکستر تبدیل شدند."
انست کرامر (Enst Cramer) در 12 فوریه 1995 و در روزنامه "دیولت" نوشت: "زمانی که برای این قربانیان عزاداری میکنیم دیگر نباید دنبال مقصرین این مصائب بگردیم." رومن هرزوگ، رئیسجمهور آلمان در سخنرانی 13 فوریه 1995 در درسدن چیزهایی گفت که یقینا توهین به قربانیان بمبارانها محسوب میشود. وی گفت: "بحث در مورد قانونی بودن و یا نبودن بمبارانها، که البته غیرانسانی بودن آنها بر همه آشکار است، کاری عبث و بیهوده است. از آن زمان 50 سال گذشته است و هم اینک هیچ فایدهای از این بحثها عاید ما نخواهد شد."
![]() |
رومن هرزوگ: بحث در مورد قانونی بودن و یا نبودن بمبارانها کاری عبث و بیهوده است |
توماس بروکس معتقد است که قضیه در مورد هولوکاست کاملا برعکس بوده و تمام تلاشها حول مبالغه در مورد این رخداد میچرخند. او در ادامه میافزاید: اما وقتی که نوبت مبالغه و گزافهگویی در مورد تلفات جانی اردوگاههای آشویتس میرسد، هیچکس از این حرفها نمیزد. دیگر دروغگویان و فریبکاران حرفهای نمیگویند که: "بحث در مورد اینها بیمعنی است... سالیان درازی از این واقعه گذشته، بنابراین این صحبتها چه فایدهای دارند؟" به نوشته فریجوف میر (Fritjof Meyer)، روزنامهنگار مشهور، 3.5 میلیون قربانی ساختگی به تعداد تلفات اردوگاههای آشویتس اضافه شد تا ملت آلمان بیش از پیش بدنام شود. در حقیقت تمام سیاستمداران آلمانی ادعا میکنند که مردم این کشور تا ابد گناهکار هستند. حتی آلمانیهایی که هنوز زاده نشدهاند نیز گناهکارند.
منبع:مشرق نیوز
سامانه هرچیز(ارائه دهنده محتوای کانال های تلگرام بصورت همزمان روی اینترنت)
منابع و مآخذ
روشهای مطالعه یا مهارتهای مطالعه مجموعهای از مهارتهایی هستند که در راستای آموختن و فراگرفتن بهکار گرفته میشوند. این روشها بسته به هدف یادگیری با یکدیگر متفاوت بوده و برای موفقیت در مدرسه و کسب نمرات عالی ضروری و حیاتی هستند. در تمام مراحل زندگی فرد میتوانند مفید باشند. رسپیشس رومبزیا در کتاب خود به نام «آشنایی با روشهای یادگیری و مهارتهای مؤثر یادگیری» در سال ۲۰۱۳ اظهار میکند که، بسیاری از دانش آموزان به دلیل اینکه فاقد مهارتهای مطالعه یا روشهای آزمون هستند، در امتحانات خود مردود میشوند.
مهارتهای مطالعه عبارتند از مجموعهای از مهارتهای مطالعه که در سازماندهی و به دست آوردن اطلاعات جدید، حفظ اطلاعات، یا برپایی آزمون نقش دارند. این روشها عبارتند از یادیارها و نکته برداری که در به خاطر سپردن لیستی از اطلاعات، خواندن مؤثر و تمرکز کردن کمک میکنند.
درحالی که مهارتهای مطالعه اغلب به عهدهٔ خود دانش آموزان و پشتیبانهای آنها گذاشته میشوند، این مهارتها، اخیراً به طور فزایندهای در دبیرستان و دانشگاه تدریس میگردند. کتابها و وب سایتهای بسیاری در این مورد، موجود میباشند، آثاری در مورد روشهای خاص، مثل کتابهای نقشه ذهنی تونی بوزان که راهنماییهای کلی در مورد مطالعه موفق ارائه میدهد تا راهنماییهای کلی مطالعه موفق مثل آثار استلا کوترل و آشنایی با روشهای یادگیری و مهارتهای مؤثر یادگیری نوشته رسپیشس رومبزیا.
در سطح وسیع تر، هر مهارتی که توانایی فرد را در مطالعه و قبولی در امتحانات افزایش میدهد میتواند مهارت مطالعه نامیده شود، این موارد میتوانند شامل مدیریت زمان و روشهای انگیزشی باشند.
مهارتهای مطالعه روشهای جداگانهای هستند که معمولاً در زمان کوتاه و در تمام یا بیشتر زمینههای مطالعه میتوانند آموخته شوند؛ بنابراین باید آنها را از روشهای خاصی که به یک زمینه خاص از مطالعه مربوط هستند، مثل موسیقی یا تکنولوژی، و تواناییهای ذاتی دانش آموزان، مثل جنبههای هوشی یا سبکهای یادگیری، تمیز داد.
اصطلاح مهارتهای مطالعه به طور کلی برای روشهای یادگیری، مهارتهای مطالعه برای دورهای خاص، استفاده میشود. بسیاری از کارهای نظری از جمله تعداد زیادی از کتابها و وب سایتهای محبوب، در این زمینه وجود دارند. کتابچههای راهنمای جیبی برای دانش آموزان از سال ۱۹۴۰ منتشر شدهاند.
در سالهای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، مدرسان دانشگاه در رشتههای روانشناسی و آموزش و پرورش برای نوشتن کتابچههای راهنما، روی دانش آموزان خود، پژوهش، تحقیقات نظری و آزمایش انجام میدادند. ماروین کوهن در سال ۱۹۷۹، بر اساس تجربههای شخصی خود به عنوان محقق و رئیس دانشگاه کلینیک خواندن که نوجوانان و بزرگسالان جوان را سرپرستی میکرد، توصیههایی را برای والدین، در کتاب خود به نام کمک به دانش آموزان نوجوان شما، آورده است. در ۱۹۸۶، زمانی کتاب راهنماییهای اساسی گرفتن آزمون برای کودکان دکتر گری گروبر برای اولین بار منتشر شد که نویسنده ۲۲۲ کتاب در مورد گرفتن آزمونهای استاندارد نوشته بود. این کتابها در دو جلد، یکی برای سطحهای بالاتر از ابتدایی و دیگری برای دوره متوسطه، راهنماییها و روشهایی برای گرفتن آزمون و تکالیف مدرسه داشتند.
از بر کردن یا حفظ کردن، فرایند به خاطر سپردن یک مطلب است. مهمترین روش از برکردن، بهیادسپاری و تمرین است. از برکردن یک فرایند ذهنی عمدی برای در حافظه نگاه داشتنِ مواردی است که در آینده به آنها رجوع میشود، مثل آزمایشها، اسامی، قرار ملاقاتها، آدرسها، شماره تلفن، لیست وسایل، داستانها، شعرها، عکسها، نقشهها، نمودارها، قانونها، موسیقی یا دیگر جلوههای بصری، شنوایی یا اطلاعات عملی. حفظ کردن همچنین میتواند ذخیره اطلاعات خاص، در داخل کارتهای حافظه باشد. یکی از اساسیترین روشهای یادگیری هر اطلاعاتی تکرار طوطیوار آن میباشد. بطور کلی این روش شامل خواندن همه مطلب یا کتاب و دوباره نوشتن نکات است.
یکی از نقصهای یادگیری طوطیوار سبک گوش دادن یا خواندن غیرفعال است. بعضی از دانشمندان مثل جان دیویی معتقدند که روشِ از برکردن، برای دانشآموزان درست نیست و آنها نیازمندِ اندیشه انتقادی– پرسش و سنجیدن مدارک در زمان مطالعه هستند. این روش میتواند در طول کنفرانسها یا زمان خواندن کتاب انجام شود. شنیدن و خواندن اساس این روشها هستند. مهمترین روش با بنیان تواناییهای ارتباطی روش پی کیو آر اس تی (به انگلیسی: PQRST) است که شامل پنج مرحله میباشد.
مطالعات مختلفی از دانشگاههای سراسر کشور در مورد ارتباطات کمک کننده برای بهبود عادتهای مطالعه انجام شده است. یکی از این مطالعات نشان میدهد که بطور متوسط امتیاز کسانی که مطالب را در کلاس یاد میگیرند ۷۳٪ افزایش مییابد.
فلش کارتها، نشانههای بصری روی کارتها میباشند. این کارتها استفادههای متعدد در آموزش و یادگیری دارند و میتوانند بازبینی شوند. دانش آموزان اغلب فلش کارتها یا جزئیات کارتهای شاخص را خودشان درست میکنند- کارتهای طراحی شده برای نوشتن اغلب در سایز A55 بوده و خلاصه کوتاهی روی آنها نوشته میشود. مزیتهای جداگانه بودن کارتها اینست که دانش آموزان میتوانند آنها را دوباره تنظیم کنند، یک کارت را برای چند بار خواندن انتخاب کرده یا برای آزمایش خود انتخاب تصادفی داشته باشند.
روشهای خلاصه نویسی بستگی زیادی به موضوع دارد اما بیشتر شامل مقدار زیادی از اطلاعات از یک بخش یا کتاب بصورت نکات کوتاه است. اغلب این یادداشتها، اطلاعات متراکم فشرده شده در نکات کلیدی هستند.
خلاصههای سازمان یافته: از جمله سلسله مراتبی که کلمات کلیدی، تعریفها و ارتباطات را نشان میدهند، معمولاً بصورت ساختار درختی میباشند.
نمودارهای عنکبوتی: استفاده از نمودارهای عنکبوتی یا نقشه ذهنی میتواند روش بسیار مؤثری در اتصال مفاهیم با یکدیگر باشد. آنها میتوانند در مقالات طرح ریزی شده و پاسخهای طولانی در امتحانات مفید باشند. این ابزارها میتوانند خلاصهای بصری از موضوع را با حفظ ساختار منطقی آن و خطهایی که قسمتهای مختلف را بهم متصل کرده است، ارائه دهند.
بعضی از دانش آموزان تصور میکنند که سبک یادگیری تصویری دارند و تا حد زیادی میتوانند اطلاعات را از مطالعات خود که اغلب کاملاً شفاهی هستند، بدست بیاورند و با استفاده از تکنیکهای بصری به رمز دهی و حفظ آنها در ذهن خود کمک کنند.
برخی از روشهای استفاده از حافظه بصری، روش جایگاهی (کاخ حافظه) (به انگلیسی: method of loci) میباشد، یک سیستم از تجسم اطلاعات کلیدی، در مکانهای فیزیکی واقعی، به عنوان مثال وسایل اطراف اتاق.
نمودارها اغلب دست کم گرفته میشوند. آنها میتوانند برای جمعآوری تمام اطلاعات در کنار هم و سازمان دهی دوباره تمرینهای ارائه شده مورد استفاده قرار بگیرند. آنها همچنین میتوانند به یادآوری اطلاعات آموخته شده کمک کنند، بخصوص اگر دانش آموز نمودارها را در زمان مطالعه کشیده باشد. عکسها نیز میتوانند به فلش کارتها که ابزار بسیار مؤثری برای بازبینی و بازخوانی موارد نوشته شده در آخرین لحظات هستند، منتقل شوند.
یادیارها روشی برای سازمان دهی و حفظ اطلاعات میباشند. معمولاً از یک عبارت ساده به عنوان محرک برای یک لیست طولانی از اطلاعات استفاده میشود.
روش سیاه-قرمز-سبز (ایجاد شده توسط صندوق ادبی سلطنتی) به دانش آموز کمک میکند تا از تمام جنبههای مطرح شده در آزمون و مقاله اطمینان پیدا کند. دانش آموز قسمتهای مشخص شده در سؤال را با سه رنگ مختلف (یا معادل آنها) خط میکشد. علامت سیاه، «دستورالعمل مشکل» به عنوان مثال، مواردی که حتماً باید انجام شوند؛ بخشنامه یا دستورالعمل مستقیم. علامتقرمز یک نقطه عطف یا موارد خواسته شدهای که معمولاً باید با یک تعریف، اصطلاح، تئوری و غیره بیان شوند. علامت سبز، نکته ظریفی که نباید نادیده گرفته شود، یا «چراغ سبز» که یک راهنمایی برای ادامه پاسخ یا نکته ایست که در پاسخ باید تأکید شود. یکی دیگر از روشهای محبوب در مطالعه پی. ای. ای. (P.E.E) میباشد؛ نکته (point)، شواهد (evidence) و توضیحات (explain)، دلیل داشتن، این روش به دانش آموز کمک میکند تا سؤال آزمون را چند قسمت کرده و امتیاز خود را بالا ببرد. بسیاری از مدارس تمرین روش P.E.E را قبل از امتحانات در دستور کار دارند.
بهبود اثربخشی مطالعه میتواند از طریق تغییرات هر چیز غیر مرتبط با موارد مطالعه بدست آید، مثل مدیریت زمان، تقویت انگیزه و اجتناب از فردا فکنی و بهبود وضعیت خواب و خوراک.
مدیریت زمان در جلسات مطالعه به دست یابی فعالیتهای با بیشترین بهره و ایجاد تمرکز عالی کمک میکند. سیستم چراغ راهنمایی یک روش ساده برای تشخیص اهمیت اطلاعات، هایلایت کردن یا خط کشیدن زیر اطلاعات با رنگهای مختلف است:
این موارد به دانش آموزان یادآوری میکنند که شروع با کدام موارد بیشترین مزیت را دارد و رنگ قرمز در صورتی که زمان اجازه بدهد مطالعه شود. مفهوم این مورد بسیار مشابه تحلیل ABC(تحلیلموجودی کالا) میباشد که معمولاً توسط کارگران برای اولویت بندی استفاده میشود. همچنین از بعضی وب سایتها میتوان برای اضافه کردن اصول مطالعه، مدیریت زمان و افزایش انگیزش استفاده کرد.
منبع ویکی پدیا
پیلاتس
جوان شوید!
پیلاتس جزو رشته های ورزشی خیلی خیلی قدیمی است. این ورزش در سال 1920 توسط ژوزف پیلاتس پایه گذاری شد. پیلاتس متشکل از تمریناتی است که تمرکز آنها روی پیشرفت انعطاف و قدرت است؛ حرکات کنترل شده ای که بین بدن و مغزها هارمونی فیزیکی ایجاد می کند و توانایی بدن را افزایش می دهد. این ورزش برای تمامی سنین مفید است. پیلاتس عضلات را تقویت می کند ولی باعث حجیم شدن آنها نمی شود و بدنی خوش فرم و منعطف با شکم تخت به شما می دهد. هر سئانس پیلاتس 60 دقیقه است.شما می توانید پیلاتس را به عنوان ورزش اصلی یا تکمیلی برای ورزش دیگر به کار گیرید.
از دیگر فواید این رشته، کمک به بالا رفتن توان ذهنی، درمان دردهای مزمن پشت و کمر، صاف ایستادن و احساس جوانی است. این رشته برای تمامی مردان و زنان در هر سنی مناسب است.
باراسل Barreau sol خداحافظی با چربی ها
این رشته ورزشی، اصلا رشته جدیدی نیست ولی در ایران جزو ورزش های مدرن محسوب می شود. موسس این رشته بوریس کنیاسف (Boris Kniaseff) است که در دهه 60 میلادی این رشته ورزشی را به همه معرفی کرد. باراسل در واقع انتقال حرکات باله از حالت ایستاده به حالت خوابیده و وری زمین است. کلمه فرانسوی Barre به فارسی به معنای میله و Sol به معنای زمین است.
باراسل شامل بخشی از حرکات قدرتی و کششی باله است که روی عضلات نزدیک کننده و دور کننده ران به طور مداوم کار می کند بنابراین استقامتی نیز محسوب می شود. تمرینات باراسل باعث افزایش انعطاف پذیری، کاهش سایز به ویژه در قسمت پایین تنه (پاها،شکم و پهلوها) و کاهش وزن می شود. باراسل علاوه بر کاهش سایز برای عده ای مانند فیزیوتراپی نیز عمل می کند. خانم هایی که طرفدار ورزش های خوابیده هستند و دنبال ورزش موضعی برای آب شدن چربی های پایین تنه می گردند با باراسل به آرزوی شان می رسند.
بادی پامپ
این ورزش برای شما توصیه نمی شود!
این ورزش سریع ترین راه برای شکل دادن به بدن است! ورزش قدرتی برای کسانی که نیازمند تغییری محسوس در سریع ترین زمان در بدن خود هستند. همه بدن های خوش فرم ذاتی نیستند بلکه ساخته می شوند. کلاس بادی پامپ 60 دقیقه است و شامل 8 قسمت جداگانه با موزیک خاص برای هر گروه عضله ای و همچنین شامل 2 قسمت گرم کردن در اول کلاس و سرد کردن در آخر کلاس است. لوازم این کلاس شامل هالترهای بدون وزنه، دیسک هایی با وزنه های مختلف و استپ است. در این کلاس شما می توانید چربی بسوزانید، قدرت بدنی خود را افزایش دهید و بدن خوش فرم و عضلانی به دست آورید. در این رشته حرکات بدنسازی مثل پرس ها و اسکوات و لیفت استفاده زیادی می شود. این رشته برای افرادی که زانودرد شدید یا کمردرد شدید دارند، توصیه نمی شود.
اسپینینگ
رکاب زدن با حسی متفاوت
لحظه نما:اسپینینگ همان دوچرخه سوای است در فضای داخل سالن. هر قسمت از این دوچرخه قابلیت تنظیم با بدن فرد را دارد و شما می توانید با توجه به مقاومت و قدرت بدنی خود، آن را تغییر دهید. این ورزش مناسب همه گروه های سنی است ولی افرادی که زانودرد شدید دارند یا عضلات نگه دارنده زانوی آن ها ضعیف است برای شروع ورزش بهتر است از تمرینات سبک تری استفاده کنند. حرکات بالاتنه همراه با پا زدن مداوم باعث کالری سوزی زیادی می شود و شما می توانید از چربی های اضافه بدن خلاص شوید. عضلات را خوش فرم می کند و ورزشی با نشاط و بسیار شاد است. کسانی که به دوچرخه سواری علاقه دارند و نمی توانند به دلیل شلوغی محیط بیرون مرتب دوچرخه سواری کنند، می توانند از این کلاس ها لذت ببرند کلاس ها گروهی است و توسط متخصص این رشته برگزار می شود.
تی آرایکس
مثل سربازها روی عرشه کشتی!
در سال 1990، فردی به نام رندی هتریک به علت محدودیت جا و مکان و نداشتن تجهیزات کافی روی کشتی یا زیردریایی برای نیروی دریایی ایالات متحده، وسیله ای با هدف بالا بردن استقامت، قدرت، تعادل، انعطاف پذیری، سرعت و چابکی برای آمادگی جسمانی سربازان طراحی کرد. هدف این بود که این وسیله کم حجم و قابل نصب در هر مکان باشد. این وسیله از بند چتربازی ساخته شده و هیچ گونه کششی در آن به کار نرفته است این بند بسیار محکم و مقاوم است و فرد با استفاده از وزن بدن خود و مقابله با جاذبه زمین می تواند هر گونه حرکات و تمرینات کامل آمادگی جسمانی را بدون خطر انجام دهد. از مزایای تمرینات ورزشی تی آر ایکس می توان به سبک بودن طراحی و حجم کم آن اشاره کرد. همین طور نصب آسان و راحت این وسیله در هر مکان و هر زمان از دیگر ویژگی های این وسیله است. شما می توانید هرگونه تمرین و حرکت لازم برای آمادگی جسمانی را بدون نیاز به سایر وسایل انجام دهید. تمرینات به گونه ای طراحی شده اند که در هر حرکت کل بدن درگیر می شوند و شما پس از مدتی به بهبود تعادل، انعطاف پذیری، چابکی، مقاومت و استقامت بدن می رسید. در این رشته به علت استفاده از وزن بدن، خطرات گرفتگی عضلات و مفاصل یا خطرات کار با دستگاه کاهش پیدا می کند. این وسیله برای هر گروه سنی، جنسی و با هر میزان آمادگی جسمانی مناسب است و حتی معلولان هم می توانند از آن استفاده کنند. این رشته برای تناسب اندام؛ چربی سوزی وتفکیک عضلات بسیار مناسب است.
از دیگر مزایای بسیار زیاد در رشته TRX
- چربی سوزی تا 1600 کالری در زمان 50 تا 70 دقیقه
- هماهنگ سازی عصب و عضله که باعث بالا بردن تعادل ذهنی و فیزیکی می شود
- مورد تایید سازمان های استاندارد پزشکی و FDA ایالات متحده
- مفید برای افراد مسن
روش های ورزشی جدید برای تناسب اندام
90 روز تا رسیدن به اندامی متناسب
خیلی دشوار است آدم به باشگاه برود و بگوید من می خواهم در رشته «حداکثر آمادگی جسمانی در 90 روز» ثبت نام کنم! پس روی همان عنوان لاتین این روش جدید تناسب اندام حساب کنید. این روش باعث بهبود فاکتورهای جسمانی از جمله استقامت قلبی عروقی انعطاف پذیری قدرت استقامت عضلانی و ترکیب بدنی مناسب می شود.
در این روش تنوع برنامه های تمرینی بر اساس آخرین مطالعات صورت گرفته در طراحی تمرینات و به کار گرفتن همزمان تمرینات دایره ای، تداومی و تناوبی و هرمی در قالب جلسه های تمرینی مختلف است به طوری که از رسیدن به حالت یکنواختی جلوگیری می کند. در این برنامه عضلات بدن به طور متناوب به چالش کشیده می شود و در نتیجه با درگیر شدن بیشتر عضلات بدن برای حفظ خودش مجبور به کار بیشتر است. در سری اول براساس 3 بلوک تمرینی است و ساختار هر بلوک طبق بلوک قبلی ساخته می شود و همچنین بلوک های دارای 3 فاز: سازگارپذیری، ماهر شدن و ریزکاری هستند.
در سری دوم که بر اساس آخرین و مدرن ترین تفکرات در علوم ورزشی است، مفهوم Muscle confusing براساس 3 فاز تمرکز روی حرکات زمینی، تمرکز روی قدرت و تمرکز روی عملکرد برنامه ریزی می شود.
وسایل مورد نیاز این روش: یک جفت دمبل، مکانی برای انجام بارفیکس، فوم رولر، یک توپ سوییس بال و توپ مدیسن بال، مدت زمان این روش یک ساعت است و برای افراد مبتدی و مسن مناسب نیست.
T25
ورزش محبوب بانوان
با نگاه کردن به عنوان و اسم این روش به طور ناخودآگاه نسبت به عدد 25 کنجکاو می شوید کنجکاوی شما بسیار هوشمندانه است. عدد 25 اشاره به تمرینات 25 دقیقه ای است. براساس آخرین مطالعات صورت گرفته در علوم ورزشی و تمرینی، محققان بر این عقیده اند که برای دستیابی بهتر به کاهش وزن و چربی سوزی در بدن، استفاده از روش های پر فشار اینتروال با زمان کمتر از 30 دقیقه بیشترین کارایی را دارد. ابداع کننده این ورزش «شان تی» و محصول کشور ایالات متحده است. از مزایای این ورزش می توان به کارایی بالا برای افراد مبتدی و به ویژه خانم ها اشاره کرد. تنها عیب این ورزش این است که باید متکی به یک مربی آگاه به اصول تمرینی و کروگرافی باشید. تاکنون ورزش T25 در سال 2013 در 2 سری آلفا و بتا ارائه شده است.
Insanity
کار هر کس نیست!
روشی دیوانه وار(!) که تحت عنوان آمادگی جسمانی در 60 روز معرفی می شود و مناسب برای افراد پیش فعال و ورزشکاران حرفه ای است که دوران قهرمانی آن ها به پایان رسیده و نیاز به روشی دارند که در دوران جدید زندگی خود انجام دهند.
مزایای این روش دسترسی به تجهیزات ساده ای مانند دمبل ها و کش های تمرینی و بهره بردن از منافع تمرینات پر فشار است و از معایب این روش می توان به بالا بودن فشار تمرین اشاره کرد که باعث می شود افراد مبتدی بدون حضور یک مربی آگاه به اصول علم تمرین، خیلی زود از ادامه کار منصرف شوند!
منبع:لحظه نما